پارمینپارمین، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره

پارمین تکه ای از بلور

مرداد

1392/6/21 17:26
نویسنده : مامان نازنین
721 بازدید
اشتراک گذاری

دختر نازم

عزیزم با اینکه مرداد ماه ماهیه که یکی از بهترین اتفاقای زندگیم افتاده و خدا منو لایق مادر بودن دونست و فرشته نازی  مثل تو رو بهم داد ولی یاد آور سخت ترین روزهای زندگیمم هست .

امسال هم مرداد ماه خوبی نداشتیم توی کل این ماه مریض بودی و توی 1 ماه 1 کیلو وزن کم کردی .

اولش 7 روز بیرون روی شدید داشتی و هی تب میکردی  و دکترت برات آز ادرار و خون و سونوگرافی نوشت و جواب آز ادرارت عفونت نشون داد و توی آزمایش خونت کمبود آهن و هموگلوبین نشون داد .وای که چقدر حالم بد بود اون روزا .3 روز هم تب 39 یا 40 درجه داشتی دکترت برات 8 روز سفکسیم تجویز کرد و بعد از اون سونو . دکتر میگفت شاید برگشت ادرار داشته باشه که هی تب مکینه . یعنی تا 8 روز بگذره و بریم سونو من 100 بار مردم و زنده شدم . دکتر روی شکم کوچولوت مایع رو ریخت و دستگاه رو گذاشت روی شکمت تا سونوت کنه من دیگه از استرس چشمام جایی رو نمیدید و تو هم که داشتی روی تخت خودت رو میکشتی از گریه و ترسیده بودی فدات شم خوب حقم داشتیناراحت .

وقتی دکتر گفت مثانه و کلیه ها سالمن و هییییییییچ مشکلی ندارن انگار دنیارو به من داده بودن و داشتم بال در میاوردم تا دکتر روی شکمت رو پاک کرد بدون اینکه لباساتو بپوشونوم بقلت کردم و محکم فشارت دادم و بوسیدمت و خداروشکر کردم .

تبت هم به خاطر عفونت ادرار بوده و عفونت هم به خاطر 7 روز بیرون رویت شده بوده .

بعد از 10 روز دوباره شب تولدت 30 مرداد به خاطر اینکه حالت خوب نبود رفتیم درمانگاه بهبد و آز ادرار دوباره انجام دادیم و عفونت هم دیگه نداشتی شکرخدا و فقطی کوچولو سرما خورده بودی ناراحت. مامانی اونقدر ضعیف شدی که با ی باد کوچولو سرما خوردی .

از وقتی که به دنیا اومدی تا 8 ماهگی بردمت پیش دکتر توکلیان . بعد از اون چون سکته کرده بودن و دیر به دیر میومدن مطب بردمت پیش دکتر بسیم فر ولی اونم به دلایلی عوض کردم وسط همین مریضیهات و الان میبرمت پیش دکتر نیکجو . شربت مکملی که دکتر این سری بهت داده خیلی بهت ساخته و فکر کنم داره کمبود آهنت رو جبران میکنه(اسم شربتت فروگلوبین هست) .الهی مامان فدات شه که اون همه بی قراری ها و بی اشتهایی بی دلیل نبوده . دکترت میگفت کمبود آهن باعث همه اینا بوده .مامان رو ببخش عزیزم اگه برات کم گذاشتم .دکتر قبلیت گفته بود فقط بهت ویتان بدم و دیگه آهن لازم نیست و منم به تجویز دکترت 3 ماه آهن نمیدادم قهر.

خداروشکر که الان بهتری و گل خنده روی لباته نفسم .

پست بدون عکس هم که فایده نداره

 

3 مرداد رفتیم خونه دایی محمد و بابا جون اذان تو گوش نی نی دایی خوند

از همون شب اسهالت شروع شد

29 مرداد رفتیم عروسی دوست بابا رضا

گیر داده بودی چمنارو میکندی و میدادی به بابا رضا

دختر گلم از خدا میخوام همیشه تنت سالم و لبات خندون باشه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

مامان دنیز
21 شهریور 92 18:58
ان شالله هیچ وقت هیچ بچه ای تو هیچ جای دنیا مریض نشه پارمین جونم شکر خدا که حالت الان خوبه
الناز
21 شهریور 92 19:47
نازی جون بمیرم برات گریم گرفت دوستم یاد خودم موقع سونو ارمیتا افتادم که چه حالی شدم باز خداروشکر دختر گلت چیزیش نبود ایشالا همیشه تنش سالم باشه دوستممم
سمیرا مامان پرنیان
22 شهریور 92 0:13
خدا رو شکر که بهتری عزیزم
افسانه مامان پارمين
23 شهریور 92 8:38
پارمين عزيزم ، اميدوارم درد و مريضي هميشه از تنت دور باشه و هميشه سالم و خندون باشي . نازنين جونم ، خيلي اين مدت اذيت شدي ، اميدوارم كه اين روزها رو ديگه نبيني
مامان مریم
24 شهریور 92 12:53
کاملا درکت میکنم عزیزم خیلی روزای سختیه...خدا رو شکر که پارمینم قوی بوده والان خوبه خوب شده
عمه
24 شهریور 92 16:38
ان شاء الله همیشه تن دخملون سالم باشه - دلش خوش باشه - و لبش پر خنده باشه -
سپید (مامی یونا)
4 آبان 92 0:01
الهی بگردمت عزیز دلمممممم...ایشالله هیچ وقت دیگه مریض نشی کوچولوی مننننن....ماه شدی تو این لباس سفید خوجلت بوووووووس
خاله ندا
4 آذر 92 18:48
خاله جون بخورمت.
خاله ندا
5 آذر 92 20:11
الهی همیشه تنت سالم باشه خاله جون